نامه خاله نسترن
پسرم این نوشته هارو قبل از به دنیا اومدنت خاله نسترن وخاله ندا وعموداوود برات نوشتن
وقتی که توجیگمله مامان تو شیمکه مامانی بودی وهنوز نمیدونستیم که پسری یا دختر؟
منم اونا رو میذارم تو وبلاگت وامیدوارم یه روزی اونارو بخونی و ازشون لذت ببری.![]()
خاله نسترن
1389/4/5
سلام کوچولوی خاله
عزیز دلم امروز مامانتو اوردم خونمون میخوام خیلی بهش برسم و
چیزای خوشمزه بدم بخوره تا خوشگل وتپل مپل بشی
صدای منو خوب گوش کن وبه خاطرت بسپار یه روز که بزرگ بشی
خانوم یا اقاحتما تو پس زمینه های ذهنت صدای امروز وندای منو بیاد
میاری عزیزکم خاله خیلی دوست داره خیلی
نمیدونی اومدنت توجمع ما چه شادی وقشنگی زیبایی روبرامون هدیه
اورد اشتباه نکن هنوز بدنیا نیومدی ولی بهرحال هستی نازنینم/ زنده
ای /نفس میکشی /غذا میخوری/ گوش میدی /
فدات بشم حالا که داری روز بروز بزرگ و بزرگتر میشی خدارو داری
بعدشم مامان وبابا وخاله ها ومامان بزرگا و....همه وهمه فردا وفردا ها
هم حتی اگه ما نباشیم مثلا من ) تو بازم خدارو داری
وان شاءالله...مامان وباباو...همیشه وهمیشه مواظب خودت باش
سعی کن انسان خوبی باشی چون خدا انسان و برای خوب بودن
می آفرینه وتو خوبی عزیزی وبی نهایت نیرومند.
تو به تنهایی قادری تمام جهان باشی قلبت می تونه خونه خدا باشه
خونه کسی که تو رو افرید وتو شکم مامانت به ودیعه گذاشت
هر جا بودی و هر وقت که بود بدون که خاله خیلی دوست داره ویه
روز وقتی خبر بودنت رو شنید با تمام وجود خدارو شکر کرد و برای
بودنت گریه کرد.



نامه خاله نسترن
